Powerd by: Parsiblog ® team. ©2005
پارسي بلاگ
::
امكانات
::
پيشنهادات
::
گروهها
::
جستجوي اعضاء
::
خانه
بازديد كل: (
104
)
::
بازديد امروز: (
0
)
مشخصات
ساغر
وبلاگ:
ساغر هستي
ساغر
نام:
ساغر
نام مستعار:
ساغر هستي
جنسيت:
زن
استان محل سكونت:
تهران
زبان:
فارسي
سن:
16
تاريخ تولد:
3 / بهمن / 1371
تاريخ عضويت:
15/11/1386
وضعيت تاهل:
مجرد
شغل:
محصل
وزن:
55
قد:
161
درباره خودم:
مي خندم که نگويند خنديدن بلد نبود ، وگرنه اين دنيا خنده نداره ، گريه براش بهتره ..........
توضيح:
به خدا نميگم کنکوري سخت و هدفي بزرگ دارم ، بلکه به کنکور و هدفم ميگم خدايي خيلي بزرگ و توانا و مهربون دارم .....تا دلشون بسوزه !!! در ضمن به خاطر داشته باش : خدا دوست سکوت و سکوت تنها صداي خداست ..
بهترين حرف:
اگر روزي دشمن بيدا کردي بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي ، اگر روزي تهديدت کردند بدان در برابرت ناتوانند ، اگر روزي خيانت ديدي بدان قيمتت بالاست ، اگر روزي ترکت کردند بدان با تو بودن لياقت مي خواهد . **ما همان ميشويم که تمام روز به آن مي انديشيم ((نايتينگل ))**
ورود اعضاء
نام كاربري:
رمز عبور:
رمز در اين دستگاه ذخيره شود.
عضويت كاربران جديد
آخرين يادداشت وبلاگ
سلام (پنجشنبه 30 آبان 1387)
تعدادي از دوستان من
به ياد فاطمه ...
(182)
چشم انتظار
(455)
چشم انتظار
(455)
سيمرغ آزادي
(723)
امير
(345)
ابراهيم(ع)مصط ...
(272)
سيدمحمدحسين فخري
(1275)
غريب آشنا (سعيد)
(648)
ليست كامل دوستان
(146)
مشخصات فردي
مشخصه هاي من
مشخصه اخلاقي:
باهوش
رنگ مو:
مشكي
رنگ چشم:
قهوه اي
تناسب اندام:
معمولي
رابطه با سيگار:
متنفرم
قيافه:
متوسط
رنگ پوست:
سفيد
غيرقابل تحمل:
دروغ
تخصص:
محبت كردن
وب سايت:
sagharehasti.parsiblog.com
علايق من
کتاب:
روانشناسي و پزشكي
موسيقي:
گيتار
خواننده:
ستار
غذا:
مهم نيست
روز هفته:
همه روزا قشنگه
فصل سال:
همه ي ماه ها قشنگه
رنگ:
پاتوق:
كتابخانه
گروههاي من
دخترانه
(200)
نابغه هاي د نيا
(135)
ليلي و مجنون
(18)
حرف دل
(116)
از نگاه ديگران
فرستنده :
parvaz
( 247 )
يكشنبه 25/1/1387
salam . kheyli ba hali . duset daram ...
فرستنده :
ميثم عبدلي
( 38 )
چهارشنبه 17/11/1386
سلام.
خیلی خوب بود.
هيچ کس اشکي براي ما نريخت ...
هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي ست حالم ديدنيست ...
حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم ...
گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت ...
يک غزل آمد که حالم را گرفت:
ما زياران چشم ياري داشتيم ...
خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم.
منتظر نظراتتون هستم.
www.nazi228.parsiblog.com